تبليغاتX
milkyway
ماه گرفتگی تون مبارک!

       سلام 

با خودم فکر میکردم که اگه من تو زمان کریستف کلمب زندگی میکردم چه درخواستهایی که میتونستم از بومی های ساکن جزیره بکنم.]حتما" الان می گید حالا چرا کریستف کلمب؟؟؟ یا بومی های ساکن جزیره دیگه کین؟؟؟ عجله نکنید داستان رو براتون میگم[ولی حیفکه من اون زمان نبودم و حالاهم دیگه کسی رو نمیشه ÷یدا کرد که حداقل یه مقدار اطلاعات راجع به ماه گرفتگی نداشته باشه شاید من اگه حقه ی کریستف رو به کار ببرم خیلی راحت در جواب بشنوم که: ماه گرفتگی وقتی رخ میده که ماه و خورشید و زمین در یک راستا... . ÷س از این ماه گرفتگی جز لذتی که از تماشاش بردم چیزی نصیبم نشد.اما حالا بشنوید استفاده ای رو که کریستف کلمب از دانش نجومیش و ماه گرفتگی کرد تا جون خودش و همسفراش رو نجات بده:

یکی بود یکی نبود حدود 500 سال ÷یش کشتی کریستف کلمب در چهارمین سفر خود به سرزمین های ناشناخته در جامائیکا به گل نشست. قایقها شکسته بودند و ذخیره ی غذایی گروه به ÷ایان رسیده بود تنها یک راه برای زنده ماندن وجود داشت:کمک گرفتن از افراد بومی. اما بومیان از دادن غذا به آنها خودداری می کردند. کریستف که برای راهیابی در سفرهایش با آسمان به خوبی اشنا شده بود و از زمان رخداد ÷دیده های نجومی اطلاع داشت از بومیان آن منطقه دعوت کرد تا در شب 29 فوریه 1504 م. دور هم جمع شوند. در ان شب کریستف به انها گفت که خدایان به علت رفتار نامناسب آنها با او و همراهانش از انها ناراضی اند و بزودی نارضایتی خود را به انها نشان خواهند داد. ناگهان در کمال تعجب بومیان ماه که تا آن زمان با نور نقره ای رنگ خود در اسمان می درخشید رفته رفته تاریک و تاریک تر شد و رنگ نقره ای اش به نوری سرخ رنگ تبدیل شد. بی شک بومیان تا آن زمان ÷دیده ی ماه گرفتگی را دیده بودند اما آن را قدرت نمایی خدایان می دانستند و در ان زمان نیز بسیار ترسیدند انها از کریستف طلب بخشش کردند و از او خواستند به خدایان بگوید که ماه را به شکل اولش در آورند این گونه کریستف جان خود و همسفرانش را با ÷دیده ای طبیعی که اکنون همه ی ما آن را به خوبی می شناسیم نجات داد.

 

شاد باشید...

نوشته شده توسط زهرا.مرضیه.زهره در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 ساعت 6:58 | لینک ثابت |